قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4965

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء هشتصد و شش هجرى « 1 » [ موافق سال هفتصد و نود و ششم از رحلت خير البشر ] « 2 » چون حكام گرجستان به وقت توجه صاحبقران به ولايت روم عهد كرده بودند كه در وقت مراجعت به ملازمت آيند و به وعده وفا نكردند ، آن حضرت عزيمت دفع ايشان جزم نمود و به صوب منكول روان شد . در حوالى منكول ايالت دار الملك شيراز را ديگرباره به اميرزاده پير محمد بن عمر شيخ ارزانى داشت و لطف الله آقبوقا و جلباب شاه برلاس در ملازمت او مقرر شدند . و اميرزاده رستم را به اردو طلب نمود و او در قصر زر بود بىتوقف متوجه درگاه شد و در جرپادقان ديگرباره حكم به او رسيد كه اصفهان به تو تعلق دارد و اغروق را به آنجا فرستاده خود در بروجرد قلعهء ارميان را معمور سازد . و در حوالى خوانسار « 3 » اميرزاده پير محمد كه عازم شيراز بود ، با ميرزا رستم رسيد . « 4 » و برادران يكديگر را در كنار گرفته به احوال يكديگر اطلاع يافتند و هركدام به مقصد خود رفتند . و صاحبقران از منكول روانه شد و به گرجستان آمد . و امير شيخ ابراهيم حاكم شيروان به موجب حكم راه‌هاى گرجستان را مضبوط ساخت . و ملك گرگين [ 526 الف ] از توجه آن حضرت آگاه شده سراسيمه گشت و ايلچيان به او التفات نيافته جميع پيشكش او را رد فرمود . و داروغهء تبريز و نويسندگان آذربايجان در اين وقت به درگاه آمده اموال و اسباب بىنهايت آوردند . و از خراسان على شفايى كه به ضبط اموال ديوانى

--> ( 1 ) . ق : وقايع در سنهء 860 هجرى . ( 2 ) . ق : ندارد . ( 3 ) . نسخ : حوالشار . تصحيح از روضة الصفا . خوانسار ، خونسار يا خانيسار به معنى جايى است كه چشمهء فراوان دارد . ( 4 ) . ق : به مزار رستم رسيد .